یادمه خوانش آثار فروید را با مجموعه 23 جلدی جیمز استریچی شروع کردم.
تا اینکه مجموعه 16 جلدی Adam Philips رسید و چاپ شد. بخش های عمده ای را در گروههای تخصصی خودمان از این مجموعه دوباره بازخوانی کردم و مفاهیمش را مرور کردم.
هنوز آثار Adam Philips تموم نشده بود که مجموعه جدید آثار فروید به زبان انگلیسی با کار سی ساله مارک سالمز ار راه رسید.
قبل از اینکه مجموعه آثارش رسما وارد بازار کتاب و سایت آمازون بشه، باورتون نمیشه من در خانه یک سری کامل آثار فروید مارک سالمز را داشتم.
بعد از خواندن آثار فروید آثار روانکاوان کلاسیک فرویدی را با دقت، تکتک مقالاتشان را خواندم.
Karl Abraham مثلا
که در سال 1877 متولد میشه و در سال 1925 فوت میکنه.
و آبراهام یکی از پیروان اولیه فروید بود. او در خصوص مراحل رشد روانی-جنسی کودکان مثل مرحلهی دهانی، مقعدی و تناسلی و رفتارهای خاصی که مرتبط با این دوران هست مطالب بی نظیری داره.
او روی افسردگی و اختلالات خلقی متمرکز بود و مقالاتی را نوشت و ارتباط آنها را با fixation در مراحل اولیه روانی-جنسی مطرح کرد. آبراهام از اولین افرادی بود که افسردگی را به عنوان یک فرآیند روانکاوی تحلیل کرد.
بعدش آثار Sándor Ferenczi که در سال 1933 فوت میکنه.
• فرنتسی به شدت با فروید نزدیک بود و در نظریههایش و ما مفهوم «پدرسالارانه» در روابط تحلیلگر و مراجع را میتونیم ببینیم.
• او به نقش ترومای دوران کودکی هم می پردازد و مطرح میکند که در شکلگیری روان افراد چقدر تأثیر گذار است. او روانکاوی را بهعنوان یک فرآیند تجربی و انعطافپذیرتر تفسیر کرد و از فروید فاصله گرفت.
• او بهویژه در درمان آسیبهای روانی بر روابط انسانی و نقش همدلی تاکید داشت.
بعدش مجموعه چهار جلدی Otto Rank را خواندم. اتو رانک در سال 18884 به دنیا می آید و در سال 1939 از دنیا می رود. اتو رانک بی نظیره، متاثر از نیچه هست.
• رانک یکی از اولین نظریهپردازانی بود که بعدها از نظریه فروید جدا شد و بر «ترومای تولد» تأکید داشت و معتقد بود که این تجربه اولیه یعنی تولد بر فرد تأثیر فراوانی دارد.
• رانک مفهوم «اراده» را به روانکاوی افزود و بیان کرد که انسانها دارای ارادهای خلاقانه و آگاهانه هستند که بر تصمیمات و رفتارهای آنها تأثیر میگذارد و عمده نظریاتش را از نیچه می گیرد.
بعدش آثار Wilhelm Reich را مطالعه کردم. ویلهم رایش در سال 1897 به دنیا می آید و در سال 1957 از دنیا می رود.
• رایش از روانکاوانی بود که به شدت به نقش بدن در روانکاوی اهمیت داد. او معتقد بود که تنشهای فیزیکی و روانی در بدن ذخیره میشوند و باید آزاد شوند.
• او نظریه «زره بدن» را مطرح کرد و می گوید که تمام تروماهایی که در بدن وجود دارند بعدها بر رفتار ما تاثیر دارند. نظریههای رایش به رواندرمانی جسممحور و بدنمند تبدیل میشود و آنها تحت تأثیر رایش هستند.
بعد آثار Franz Alexander را مطالعه کردم.
• الکساندر یکی از پیشگامان روانکاوی کاربردی بود که سعی داشت اصول روانکاوی را به حوزههای پزشکی و درمانهای بدنی وارد کند.
او مفهوم «درمان اصلاحی هیجانی» را مطرح کرد که بر این ایده استوار بود که روابط درمانی میتوانند خاطرات هیجانی منفی را بازسازی و اصلاح کنند.
• الکساندر بر پیوند بین ذهن و بدن تأکید داشت و در توسعهی روانپزشکی روانتنی نقش مهمی ایفا کرد. خواندن روانکاوان اولیه برای هر کس که کار درمانی می کند، مهمه و نیاد از آنها غافل شد
دیدگاه خود را بنویسید